سیاره آبی ارائه مطالب جالب نويسندگان دو شنبه 29 خرداد 1391برچسب:, :: 9:59 :: نويسنده : زینب سلطانی
رئیس مرکز شمارهگذاری پلیس راهور با اشاره به اینکه پلاکهای رند از سامانه شمارهگذاری خارج شدهاند گفت: برای خودروی بوگاتی پلاک 66 د 666 ایران 66 ثبت نشده است.
ادامه مطلب ... یک شنبه 28 خرداد 1391برچسب:, :: 16:19 :: نويسنده : زینب سلطانی
آیا میدانستید: کلمه “مات” در شطرنج ، واژه ای فارسی است ، به معنی “شاه مرده ” ادامه مطلب ... یک شنبه 28 خرداد 1391برچسب:, :: 16:17 :: نويسنده : زینب سلطانی
ساعت ۲ نصف شب در یک اتاق دانشجویی
![]() ساعت ۳ نصف شب کل خوابگاه منهای سرپرست ![]() ساعت ۴ صبح هنگام خواب ![]() وضعیت تحصیل در خوابگاه ![]() ![]() ![]() اولین روزهای خوابگاه ![]() گفت و گوی صمیمانه برسرآماده کردن صبحانه بعد از گذست چند روز ![]() پایان گفت و گو ![]() امکانات غذایی در خوابگاه ![]() طریقه ظرف شستن در خوابگاه ![]() اواخر ترم وضعیت ۷۰درصد دانشجویان ![]() و این هم آخر عاقبتش!! MAG MAG یک شنبه 28 خرداد 1391برچسب:, :: 16:15 :: نويسنده : زینب سلطانی
طی یک نظرسنجی از یک دانشجوی ورودی جدید و یک دانشجوی ترم آخری خواسته شد که با دیدن هر کدام از کلمات زیر ذهنیت و تصور خود را در مورد آن کلمه در یک جمله کوتاه بنویسند. جمله اول مربوط به دانشجوی ورودی جدید و جمله دوم مربوط به دانشجوی ترم آخری… ادامه مطلب ... شنبه 27 خرداد 1391برچسب:, :: 17:0 :: نويسنده : زینب سلطانی
در پی درخواست وزیر آموزش و پرورش برای جداسازی کتاب درسی دختران و پسران، داستان دهقان فداکار در کتاب درسی دخترانه صغرای فداکار تبدیل شد. داستان جدید: صغرا خانم فداکار صغرا خانم فداکار خیلی ناراحت شد اول خواست پیراهنش را در بیاورد به چوبدستی اش ببندد و آتش بزند، بعد یادش آمد که لخت می شود و اگر چشم مسافران نامحرم به او بیفتد، خدا او را با چوبدستی اش در آتش جهنم می اندازد. بعد خواست چادرش را استفاده کند که یاد موهایش افتاد. سپس متوجه شد لازم نیست مثل مردها به هر بهانه ای لخت بشود، او زن است و خدا به او عقل داده لذا نفت فانوسش را ریخت روی چوبدستی اش و آن را آتش زد و چون دویدن برای زن بد است سلانه سلانه به طرف قطار رفت اما دیگردیر شده بود و قطار با سنگ ها برخورد کرد و همه ی مسافران شهید شدند. انا لله و انا الیه راجعون چهار شنبه 24 خرداد 1391برچسب:, :: 14:29 :: نويسنده : زینب سلطانی
این که می گویند در ازدواج، تقدیر نقش اصلی را دارد واقدامات شما، تا قسمت نباشد، به جایی نخواهد رسید، کاملا درست است. فرض کنید مریم بخواهد برای بازکردن بختش، خود وارد عمل شود.او تصمیم می گیرد به سراغ دوستان متاهلش رفته وازآنها بپرسد چطور شد که ازدواج کردند، آن گاه همان اقدامات را به عمل بیاورد. چه اتفاقی خواهد افتاد؟! ادامه مطلب ... شنبه 18 خرداد 1391برچسب:, :: 6:44 :: نويسنده : زینب سلطانی
معلم شاگرد را صدا زد تا انشایش را درباره ی علم بهتر است یا ثروت بخواند ، شاگرد با صدایی لرزان گفت ننوشتم آقا دو شنبه 15 خرداد 1391برچسب:, :: 9:24 :: نويسنده : زینب سلطانی
گويند: «تقلب مفهومياست بس اساسي» به طوري که شاعر ميگويد: ادامه مطلب ... دو شنبه 15 خرداد 1391برچسب:, :: 9:16 :: نويسنده : زینب سلطانی
یه روزی یه مرده نشسته بود و داشت روزنامه اش رو می خوند كه زنش یهو ماهی تابه رو می كوبه سرش. مرده میگه: برا چی این كارو كردی؟ زنش جواب میده: به خاطر این زدمت كه تو جیب شلوارت یه تیكه كاغذ پیدا كردم كه توش اسم جنى (یه دختر) نوشته شده بود … مرده میگه : وقتی هفته پیش برای تماشای مسابقه اسب دوانی رفته بودم اسبی كه روش شرط بندی كردم اسمش جنی بود. زنش معذرت خواهی می کنه و میره به کارای خونه برسه. سه روز بعدش مرد داشت تلویزین تماشا می كرد كه زنش این بار با یه قابلمه ی بزرگتر كوبید رو سر مرده که تقریبا بیهوش شد. وقتی به خودش اومد پرسید این بار برا چی منو زدی زنش جواب داد: آخه اسبت زنگ زده بود. دو شنبه 15 خرداد 1391برچسب:, :: 9:5 :: نويسنده : زینب سلطانی
1) شما بعنوان مرد خانواده ، چقدر عیالتان را دوست دارید ؟! الف) به اندازه تعداد سکه های مهریه اش ! ب) به اندازه تعداد قطعات جهیزیه اش ! ج) به اندازه تعداد صفر های جلوی مبلغ موجودی حساب بانکی اش ! د) به اندازه تمام ستاره های آسمان در روز ! ادامه مطلب ... دو شنبه 15 خرداد 1391برچسب:, :: 9:5 :: نويسنده : زینب سلطانی
زن نگیرید اگه…..شستن ظرف و جارو کردن و نظافت رو بلد نیستید زن نگیرید اگه…..تحمل شنیدن حرف زور رو ندارید زن نگیرید اگه…..عاشق مسافرت های مجردی و یا اهل گردش و تفریح هستید زن نگیرید اگه…..می خواهید زیاد عمر کنید زن نگیرید اگه…..فکر می کنید حقوق چند هزار تومانی شما برای زندگی شما کافیه زن نگیرید اگه…..به فکر استقلال فردی و آزادی بیان هستید زن نگیرید اگه…..از جثه ضعیف و نحیفی بر خوردارید و به فنون رزمی آشنایی ندارید زن نگیرید اگه…..اهل ذوق و شوق هنری هستید به دنبال یه سوز زن نگیرید اگه…..رانندگی بلد نیستید باور نمی کنید از زن دارها بیرسید……. دو شنبه 15 خرداد 1391برچسب:, :: 9:1 :: نويسنده : زینب سلطانی
این سوالی است که برای قرن های متمادی بی پـاسـخ مـانـده اسـت… اما حالا ما می خواهیم پاسخ آنرا به شما بدهیم اگر در خانه بمانید و کارهای خانه را انجام بدهید… شما یک مرد لوس و مامانی هستید ادامه مطلب ... دو شنبه 15 خرداد 1391برچسب:, :: 9:1 :: نويسنده : زینب سلطانی
1- به نظر شما ، چرا ۹۹در صد آقایان از همسرشان می ترسند ؟! الف ) چون خانوم ها ناخن بلند دارند ولی آقایان ندارند ! ب ) چون خانوم ها کفش پاشنه ۱۵ سانتی دارند ولی آقایان ندارند ! ج ) چون خانوم ها جیغ دلخراش دارند ولی آقایان ندارند ! ادامه دارد ..... ادامه مطلب ... دو شنبه 15 خرداد 1391برچسب:, :: 8:59 :: نويسنده : زینب سلطانی
سه تا زن انگليسي ، فرانسوي و ایرانی با هم قرار ميزارن كه اعتصاب كنن و ديگه كارای خونه رو نكنن تا شوهراشون ادب بشن و بعد از يك هفته نتيجه كارو بهم بگن. زن فرانسوي گفت: به شوهرم گفتم كه من ديگه خسته شدم بنابراين نه نظافت منزل، نه آشپزي، نه اتو و نه … خلاصه از اينجور كارا ديگه بريدم. خودت يه فكري بكن من كه ديگه نيستم يعني بريدم! روز بعد خبري نشد ، روز بعدش هم همينطور . روز سوم اوضاع عوض شد، شوهرم صبحانه را درست كرده بود و اورد تو رختحواب من هم هنوز خواب بودم ، وقتي بيدار شدم رفته بود . زن انگليسي گفت: من هم مثل فرانسوي همونا را گفتم و رفتم كنار. روز اول و دوم خبري نشد ولي روز سوم ديدم شوهرم ليست خريد و كاملا تهيه كرده بود ، خونه رو تميز كرد و گفت كاري نداري عزيزم منو بوسيد و رفت. زن ایرانی گفت : من هم عين شما همونا رو به شوهرم گفتم اما روز اول چيزي نديدم روز دوم هم چيزي نديدم روز سوم هم چيزي نديدم شكر خدا روز چهارم يه كمي تونستم با چشم چپم ببينم دو شنبه 15 خرداد 1391برچسب:, :: 8:55 :: نويسنده : زینب سلطانی
بنظر من آدمها دو دسته هستن: یا از من پولدارترن که بهشون میگم مال مردم خور یا بی پول ترن که بهشون میگم گدا گشنه یا بهتر از من کار میکنن که بهشون میگم پاچه خوار یا کمتر کار میکنن که بهشون میگم بی عار یا از من سرسخت ترن که بهشون میگم کله خر یا بی خیال ترن که بهشون میگم ببو یا از من هوشیارترن که بهشون میگم فضول یا ساده ترن که بهشون میگم هالــو یا از من پاچه خوارترند ترن که بهشون میگم خر حمال یا از من محتاط ترن که بهشون میگم ترسو یا از من دست و دل باز ترن که بهشون میگم ولخرج یا اهل حساب و کتابن که بهشون میگم خسیس یا از من بزرگترن که بهشون میگم گنده بگ یا کوچیکترن که بهشون میگم فسقلی یا از من مردم دار ترن که بهشون میگم بوقلمون صفت یا رو راست ترن که بهشون میگم احمق خدا رو شکر که بقیه ی ایرانیا مثل من فکر نمیکنن والا معلوم نیست مملکتمون به چه روزی می افتاد ! دو شنبه 15 خرداد 1391برچسب:, :: 8:47 :: نويسنده : زینب سلطانی
در جواب گفت بله فقط یک نفر. پرسیدن کی ؟ در جواب گفت سالها پیش زمانی که از اداره اخراج شدم و تازه اندیشه ی طراحی مایکروسافت و تو ذهنم پی ریزی می کردم،در فرودگاهی درنیویورک قبل از پرواز چشمم به این نشریه ها و روزنامه ها افتاد. ادامه مطلب ... شنبه 13 خرداد 1391برچسب:, :: 9:58 :: نويسنده : زینب سلطانی
وقتی بعد از یک روز شلوغ براتون غذا درست کرد و با تمام خستگی کنارتون نشست بهش بگید:ممنون عزیزم ، خوب شده ، ولی کاش قبل از درست کردنش به مامانم زنگ میزدی و طرز تهیه این غذا رو ازش میپرسیدی …
وقتی در جمع فامیل خودتون هستید شکم بزرگ پدر زنتون رو سوژه خنده همه قرار بدهید.از صبح کتونی پا کنید و تا شب هم از پاتون در نیارید تا جورابتون بوی گربه مرده بگیرد و بعد با همان جورابها برید توی رختخواب. به صورتش نگاه کنید و باحالتی متاثر بگید:عزیزم چقدر پیر شدی.. وقتی تخمه میخورید پوستهای تخمه را هر جای بریزید غیر از بشقاب جلوی دستتون. همیشه آب را با بطری سر بکشید. وقتی زنتون حواسش کاملا به شماست وانمود کنید زنتون رو ندیدید و یواشکی به بچه هایتون بگید:دوست دارید براتون یک مامان خوشگل بیارم!!. وقتی با تلفن صحبت میکنید به محض ورود همسرتون با دستپاچگی بگید :باشه ، من بعدا بهت زنگ میزنم ..و سریع گوشی رو قطع کنید.. همیشه از گیرایی چشمهای دختر خاله ترشیده اتون تعریف کنید.. خاطرات شیرین دوران مجردی خودتون رو با دوست دخترهای داشته و نداشته خودتون براش تعریف کنید.. وقتی با اون تو رستوران هستید با صدای بلند باد گلو بزنید.. او را با اسمهای مختلف مثل :سمیرا ،مریم ، پریسا، آتنا، شیوا… صدا کنید و بعد بگید ببخشید عزیزم این روزها حواسم زیاد جمع نیست .. سعی کنید یک چادر مسافرتی خوب یا ماشین راحت بخرید که شبهای که قرار است بیرون از خونه بخوابید ، زیاد سختی نکشید.. جمعه 12 خرداد 1391برچسب:, :: 8:20 :: نويسنده : زینب سلطانی
صدای ناز می آید، صدای کودک پرواز می آید، صدای رد پای کوچه های عشق پیدا شد. معلم در کلاس در س حاضر شد ................ ادامه مطلب ... جمعه 12 خرداد 1391برچسب:, :: 8:17 :: نويسنده : زینب سلطانی
در این جدول تفاوت قیمت ها از اوایل دوران مسئولیت دکتر احمدی نژاد تا به امروز به خوبی قابل مشاهده است. جمعه 12 خرداد 1391برچسب:, :: 8:14 :: نويسنده : زینب سلطانی
همیشه مادر را به مداد تشبیه میکردم ، که با هر بار تراشیده شدن، کوچک و کوچک تر میشود |
|||
![]() |