یه لقمه خنده
سیاره آبی
ارائه مطالب جالب
دو شنبه 9 مرداد 1391برچسب:, :: 17:53 :: نويسنده : زینب سلطانی

 

 

 

 

 

فرق زمین خوردن پسرا با دخترا!!!!!

پسر در حال دویدن
زااااارت (صدای زمین خوردن)
رفیق پسر: اوه اوه شاسکول چت شد؟ خاک بر سرت آبرومونو بردی الاغ، پاشو گمشو! (شپلخخخخخ “صدای پس گردنی”)
یک رهگذر: چیزی مصرف کردی؟یکم کمتر میزدی خب!
یک خانوم جوان رهگذر: ایییییش پسر دست و پا چلفتیِ خنگ!



________________

دختر در حال راه رفتن

دوفففففففسک (زمین خوردن به دلیل نقص فنی در قسمت پاشنه کفش)
رفیق دختر: آخ جیگرم خوبی؟ فدات شم! الهی بمیرم! چی شدی تو یهو؟ وااااااااااای

یک رهگذر: دخترم خوبی؟ فشارت افتاده؟ میخوای برسونمت دکتری جایی؟
یک پسر جوان رهگذر: ای وای خانوم حالتون خوبه؟ دستتونو بدین به من!
من ماشینم همینجا پارکه یه لحظه وایسین،با این وضع که دیگه نمیتونین پیاده برین

دختر عموم کور هست تو عالم کوری از رنگ زرد بدش میاد ، بولوزم زرده عموم باهم دعوا میکنه که چرا زرد پوشیدم این از زرد بدش میاد.

فک فامیل داریم ها ...

 

از تفریحات روزانم اینه که:

تو اتوبوس یا مترو یهو از جام بلند میشم

ملت که هجوم میارن به سمت صندلی خالی‌

از جیبم موبایلم رو در میارم

دوباره میشینم:-)

 

 

من:شما سینما هم رفتید تا حالا؟!!!!!

پدربزرگ مرحومم:آره باباجون

من:چه فیلمی؟!!!!!!

پدربزرگ:دختر لر(اولین فیلم ناطق ایرانی)

من: :0 دیگه چی؟!

بابابزرگم:دیگه سینما نرفتم!

 

 

یه سال به خاطر کنکور عید خونه ی فامیلا نرفتم! بعدشم هیج جوره فرصت نشده بود! تا همین اولای زمستون بود که عروسی دختر خالم بود منم یه مقدار زیاااد تیپمو عوض کردم!! به غلط کردن افتاده بودم به خدا! تو کل فامیل فقط سه نفر منو شناختن یکی پسر خالم بود یکی دختر عمم یکی خاله ی مامانم!! جالبیش اینجا بود که خاله ی مامانم دستمو گرفته بود میبرد اینور اونور به خالهامو شوهر خاله هامو دائیام .... معرفیم میکرد! فک و فامیله چیزه من دارم!!؟؟!

 

راه حل تضمینی برای افزایش سرعت اینترنت:



.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
کابل مودمو خم کنید، اینترنت پشت سیم جمع میشه ... بعد یهو ولش کنین ! اینترنت با فشار میاد تو مودمتون حالشو می برید




تذکر : سیمو زیاد نگه ندارید ممکنه اینترنت فشارش خیلی زیاد شه ,بترکه کف اتاقتون اینترنتی شه

 

 

از نشونه های آخرزمان اینه که اینقدر سرعت اینترنت كم می شه كه آدم هوس می كنه درس بخونه!!




رفتم داروخونه میگم پماد ضد خارش میخوام، یارو زیر لب میگه نیگا جوونای این مملکت حال ندارن خودشونو بخارونن

 

سه‌تا پشه رو دیوار حموم بودن، حمله کردم و دوتاشون رو کُشتم. اون یکی که زنده موند فرار کرد رفت تو هواکش.
حالا نمیدونم خودکشی کرده یا رفته بقیه‌شون رو خبر کنه، شب بریزن سرم...
خیلی اضطراب دارم...

یه بار نشد ما شب پای این تر نت بیدار بمونیم بعد یه دفعه مامانمون نیاد تو اتاق بگه :

1. چــــشـــات درنیومد؟
2. خســـــته نشدی؟
3. فردا حالیت میکنم...
5. بچه های مردم به همه جا رسیدن بچه ی ما ...
6. اینطوری درس میخوندی ترورت میکردن...
7. مودمو با خودم میبرم...
8. برق رو قطع میکنما!
9. مریض میشى!
10. موس و کیبوردتو خورد میکنم حالا صبر کن ببین ...

 

 

 


نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:





نظرات (0)
پيوندها


خبرنامه وب سایت:





آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 11
بازدید دیروز : 18
بازدید هفته : 103
بازدید ماه : 101
بازدید کل : 38023
تعداد مطالب : 484
تعداد نظرات : 0
تعداد آنلاین : 1